فلسفه و معماري
خدمات پستي قادرند يک پيام را به ميليون ها نفر ارسال دارند اما نه به سرعت و تلفن مي تواند پيام را به سرعت ارسال دارد اما نه به يک ميليون نفر بطور همزمان. اين شکاف مي بايستي با رسانه هاي همگاني پر شود.
البته امروز، انتشار انبوه روزنامه ها و مجلات جزيي از زندگي روزمره ي کشورهاي صنعتي شده است. ظهور اين نشريات در سطح يک کشورانعکاسي است از توسعه ي هم سويه ي بسياري از تکنولوژي هاي صنعتي جديد و ساخت هاي اجتماعي. بنابراين، همانگونه که ژان – لويي سروان- شرايبر 46 مي نويسد، « اين انتشارات تنها با دست به دست دادن ورود قطارها در يک ايستگاه برا ي حمل و نقل نشريات به سرتاسر کشور ( با وسعت کشورهاي اروپايي ) در يک روز، و ماشين هاي چاپ رتاتيو که قادر به چاپ ده ها ميليون نسخه در چند ساعت هستند، و شبکه اي ازتلگراف و تلفن، و بالاتر ازهمه ي عامه ي مردمي که در سيستم آموزش اجباري خواندن را آموخته اند و صنايعي که به توزيع انبوه محصولات خود احتياج داشتند امکان پذير گرديد..»
در همه ي رسانه هاي همگاني از روزنامه و راديو تا سينما و تلويزيون، ما بار ديگر اصول اساسي کارخانه را متجسم مي بينيم. همگي آنها مهر پيام هاي واحدي را به ذهن ميليون ها انسان مي زنند درست به همان گونه که کارخانه محصولات واحدي را براي استفاده ي ميليون ها خانه بيرون مي ريزد. پيام هاي همسان که به صورت انبوه توليد شده اند شبيه کالاهاي همسان که به صورت انبوه ساخته شده اند از چند کارخانه پندارسازي همچون سيل به سوي ميليون ها مصرف کننده سرازير مي شود. بدون اين نظام وسيع و پرقدرت براي به جريان انداختن اطلاعات، تمدن صنعتي نمي توانست شکل گيرد و يا به خوبي عمل کند.
بنابراين در کشورهاي صنعتي، اعم از سرمايه داري و يا سوسياليستي يک « سپهر اطلاعاتي » پيشرفته بوجود آمد- يعني مجاري ارتباطي که از طريق آن پيام هاي فردي و همگاني را مي توان به مثابه ي کالا يا مواد خام به خوبي توزيع کرد. اين « سپهر اطلاعاتي » با « سپهر فني » و « سپهر اجتماعي » درهم آميخت و به خدمت آنان در آ»د و درهماهنگ ساختن توليد اقتصادي با رفتار شخصي به آنها کمک کرد.
هر کدام از اين حوزه ها در نظام بزرگتر وظيفه ي حساسي را به عهده داشت و به هيچوجه بدون ديگري قادر به ادامه حيات نبود. سپهر فني توليد و توزيع ثروت را برعهده دشات، سپهر اجتماعي با هزاران سازمان وتشکيلاتي بهم پيوسته اش براي افراد نقش هايي تعيين مي کرد وسپهر اطلاعاتي، اطلاعات لازم براي فعاليت کل نظام را توزيع مي کرد. آنها با هم معماري اساسي جامعه را شکل مي دادند.
بنابراين ما در اينجا طرحي از ساختارهاي متعارف را درهمه ي کشورهاي « موج دوم » - علي رغم تفاوت هاي فرهنگي و جغرافيايي شان، علي رغم ميراث مذهبي و قومي شان، و علي رغم اينکه آيا خود را سرمايه دار يا کمونيست مي نامند- مشاهده مي کنيم.
اين ساختارهاي همانند که در روسيه ي شوروي و مجارستان به همان اندازه بنيادي هستند که در آلمان غربي، فرانسه، و کانادا، محدوده هايي ايجاد مي کنند که در آنها تفاوت هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي قابل تبيين مي شوند. اين ساختارها در همه جا تنها پس از منازعات تلخ سياسي و اقتصادي بين طرفداران حفظ ساختارهاي قديم « موج اول » و آنان که معتقدند تنها تمدني نوين قادر به حل مشکلات دردناک گذشته است پديدار مي گردند.
موج دوم با خود گسترده اي شگفت انگيز از اميد بشري به همراه آورد. براي اولين بار مردان و زنان به خود جرات دادند تا باور کنند که مي شود فقر و گرسنگي، بيماري و استبداد را ازبين برد. نويسندگان و فيلسوفان آرمان گرا از آبه مولي 47 و روبرت اوون 48 تا سنت سيمون 49، فوريه 50، پرودون 51 لوييي بلان 52، ادوارد بلامي 53 و بسياري ديگر در تمدن درحال تکوين صنعتي، توانايي بالقوه اي براي ايجاد صلح، وحدت وهماهنگي، اشتغال براي همه، تساوي ثروت و امکانات، وپايان امتياز مبتني بر توارث و پايان تمامي شرايطي که در طول صدها هزارسال حيات بدوي و هزاران سال تمدن کشاورزي به نظر تغيير ناپذير و ازلي مي رسيد، ديدند.
اگر تمدن صنعتي امروزه چيزي کمتر از حالت آرماني اش به نظر مي آيد، اگر در واقع بيدادگر و ملال انگيز، زيستبوم ستيز، جنگ افروز و روان سرکوب گر به نظر مي آيد، بايد دانست چرا ؟ در صورتي قادر به پاسخ به اين چرا هستيم که بتوانيم شکاف عظيمي راکه باعث شده روان انسان موج دوم به دو بخش متخاصم تقسيم شود بررسي کنيم.
مدارک تحصیلی : کاردانی گرافیک از دانشکده فنی شهید رجایی واحد گیلان